• info@noavaranedanesh.com

  • تماس با ما:02142881200

  • زمان :شنبه-پنجشنبه 9-19:00

روانپزشکی

 

روانپزشکی : جناب آقای دکتر کافیان تفتی

 

فهرست 

ارزیابی و طبقه بندی..

اختلالات شناختی..

اختلالات ارگانیک...

اختلالات وابسته به مصرف مواد.

اختلالات روانپریشانه.

اختلالات خلقی..

اختلالات اضطرابی..

اختلالات شبه جسمی و ساختگی..

اختلالات تجزیه ای..

اختلالات جنسی..

اختلالات خوردن.

اختلالات خواب..

اختلالات کنترل تکانه.

اختلالات انطباق :

اختلالات سایکوسوماتیک...

اختلالات شخصیت..

اورژانس ها

اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوان.

اختلالات روانپزشکی سالمندان.

رواندرمانی..

دارودرمانی..

 

 معاینه وضعیت روانی (Mental Status Examination)

  1. A. ظاهر
  2. مشخصات ظاهری (General appearence)
  3. Behavior and psychomotor activity

Mannerism حرکات غیر ارادی عادتی و تثبیت شده.

stereotypy تکرار مکانیکی و مداوم گفتار و یا فعالیت‌های فیزکی. در اسکیزوفرنی کاتاتونیک دیده می‌شود.

waxy flexibility        حالتی که در آن هر حالتی به بدن فرد داده شود در همان حالت می‌ماند. نام دیگرش catalepsy    است.
3.  General description

 

  1. B. گفتار یا تکلم (Speech)
  2. C. خلق و عاطفه
  3. خلق (Mood): احساس و هیجان نافذ و پایداری که فرد در درون خود حس می‌کند و می‌تواند تمام جنبه‌های رفتار فرد و ادراک او از دنیای بیرون را به میزان قابل توجهی تحت تأثیر قرار می‌دهد، با عاطفه متفاوت است. عاطفه تظاهر بیرونی این احساس درونی است.
  4. عاطفه (affect) (تظاهر بیرونی تجارب درونی بیمار، تجربه عینی و فوری احساسات که همراه با تفکر و بازیابی ذهنی موضوعات اتفاق می‌افتد.) ارزیابی معاینه کننده از عاطفه بیمارشامل این موارد میباشد:

گستره عاطفه (affects-broad)، محدود(restricted)، کند (blunted) یا سطحی (flat)،  تناسب (appropriate to the thought  content)

D: تفکر

  1. شکل تفکر (Form of thinking)
  2. a. باور بودن فکر(Productivity):

فراوانی یا اندک بودن افکار(paucity of ideas)،

پرش افکار(flight of ideas): توالی سریع افکار یا صحبت‌های پراکنده که محتوایشان ناگهان عوض می‌شود و گفتار نیز ممکن است بی ربط باشد، در مانیا دیده می‌شود.

تفکر سریع، تفکر کند(rapid thinking, slow thinking)

  1. b. پیوستگی افکار(Continuity of thought):

شل شدن تداعی‌‌ها (loosening of association): فقدان روابط علت و معلولی در توضیحات بیمار. اختلال در سخن گفتن ناشی از اختلال در مسیر منطقی افکار است. تظاهرات آن به صورت اختلال در برقراری ارتباط کلامی‌مناسب و پریدن از یک موضوع به موضوع دیگر به صورت نامرتبط است. نحوه تفکر مشخصه اسکیزوفرنی.

تفکر غیر منطقی (Illogical thinking)

تفکر مماسی (Tangentiality): نوعی سبک گفتار که در آن فرد در حاشیه موضوع اصلی سخن گفته و از آن منحرف می‌شود و حتی گاهی سخنانش بی ارتباط با موضوع هستند و در مورد موضوع اصلی صحبت نمی‌شود.

حاشیه پردازی(Circumstantiality)

در هم برهم (Rambling)

 طفره جویی(Evasive)

در جا زدن(Perseveration): (1) تکرار پاتولوژیک یک پاسخ به محرک‌های مختلف، مانند تکرار یک پاسخ کلامی‌در جواب سؤالات مختلف. (2) تکرار ثابت کلمات یا مفهوم‌های خاص درر عین صحبت کردن. در اختلالات شناختی، اسکیزوفرنی و سایر بیماریهای روانی دیده می‌شود.

Verbigeration  تکرار بی معنی و استرئوتایپی کلمات یا عبارات، چنان که  در اسکیزوفرنی دیده می‌شود. نام دیگر آن cataphasia است. Preservation را نیز ببینید.

انسداد فکر(Blocking)

حواس پرتی(Distractibility): ناتوانی در متمرکز کردن توجه. بیمار قادر نیست به کاری که در حال انجامش است توجه کند و به جای آن موضوعات نامربوطی که در محیط وجود دارند توجه کند.

  1. c. اختلال‌‌های زبانی

تکلم بی ربط با غیر قابل درک (Word salad): incoherent or incomprehensible speech

تداعی صوتی (clang associations): تداعی‌ها و یا گفتاری که بیش از آنکه با معانی کلمات مرتبط باشد  با آهنگ آنها مرتبط است. کلمات هیچ گونه ارتباط منطقی با هم ندارند. مشخصة اصلی گفتار وفرد ، هم وزن و هم آهنگ بودن کلمات است . اغلب در مانیا و اسکیزوفرنی دیده می‌شود.

واژه سازی (neologisms): کلمه یا عبارت جدیدی که نمی‌توان ریشه آن را پیدا کرد. اغلب در اسکیزوفرنی دیده می‌شود. همچنین به کلماتی اطاق می‌شود که اجزای تشکیل دهنده اش قابل فهم هستند اما ترکیبشان غلط است از اصطلاح word approximation استفاده شود.

Word approximation استفاده از کلمات معمولی به صورت غیر معمول یا نامتناسب (ساختن کلمات جدیدی که با توجه به قوانین معمول کلمه سازی صورت می‌گیرد) (به عنوان مثال کلمةhand shoes به جای gloves و time measure  به جای  clock)؛ باید از نئولوژیسم افتراق داده شود. نئولوژیسم به ساخته شدن کلمه  ای گفته می‌شود که ریشه‌های آن را نمی‌توان پیدا کرد.

paraphasia گفتار غیرطبیعی که در آن یک کلمه با کلمه دیگری جایگزین می‌شود. کلمة نامربوط عموماً از لحاظ ظاهری صداشناسی و دستوری کلمة اصلی مورد نظر است. کلمة نامربوط ممکن است کلمة صحیحی باشد که به اشتباه به کار رفته است (clover به جای  hand) و یا کلمة عجیب و بی معنایی باشد (treen  به جای train).

Metonymy نوعی از اختلال گفتار که در اسکیزوفرنی شایع است. در این حالت فرد از کلمه یا عبارتی استفاده می‌کند که با کلمة مناسب مرتبط بوده ولی همانی نیست که اصولاً  در آن موقعیت استفاده می‌شود به عنوان مثال بیمار به جای آنکه بگوید«غذا خوردم» می‌گوید«منوی غذا را خوردم» یا به جای آنکه بگوید«سررشتة کلام از دستم خارج شد» می‌گوید«طناب کلام از دستم خارج شد»

Echolalia: تکرار کلمات یا عبارات یک فرد توسط فردی دیگر. معمولاً تکراری و مداوم است. در انواع خاصی از اسکیزوفرنی به ویژه در نوع کاتاتونیک دیده می‌شود.

  1. محتوای فکر(Content of thinking)

اشتغال خاطر با بیماری و مشکلات روزمره (Preoccupations)

وسواس‌های فکری و عملی، هراس‌ها (phobias)

افکار یا نقشه خودکشی یا دیگرکشی

خود بیمار انگاری

ambivalence وجود همزمان دو تکانه مخالف هم نسبت به یک شیء یا شخص واحد. در اسکیزوفرنی وضعیت‌های مرزی و اختلالات وسواسی_ جبری (OCDs) دیده می‌شود.

 

Magical thinking: نوعی تفکر عجیب و غریب. نحوه تفکر شبیه به مرحلة پیش عملکردی در دوران کودکی (ژان پیاژه) است که  در آن افکار، کلمات و کارها  دارای قدرت (مثلاً قدرت پیشگیری از اتفاقات) هستند.

 Overvalued idea: باوریا عقیده غلط یا غیر معقول که با منطق منافاتی ندارد. شدت و یا طول مدت آن  کمتر از هذیان بوده  ولی معمولاً با بیماری روانی همراه است.

هذیان‌‌ها (Delusions): باور نادرستی که مبنای آن استنتاج‌های غلط دربارة واقعیت‌های خارجی است. این باور علیرغم وجود شواهد و حقایق عینی که غلط بودن آن را اثبات می‌کنند همچنان پابرجا  باقی می‌ماند و سایر افراد متعلق به همان زمینه فرهنگی در این باور با فرد بیمار شریک نیستند.

هماهنگ با خلق یا ناهماهنگ با خلق (mood-congruent   or mood-incongruent)

عقاید انتساب به خود (ideas of reference)

 Delusion of control باور نادرستی مبنی بر ارداه، افکار واحساسات فرد توسط نیروهای خارجی کنترل می‌شوند.

Delusion of grandeur  تصور اغراق شده از اهمیت، قدرت و یا هویت فرد.

Delusion of infedility باور غلط مبنی بر اینکه عاشق فرد به او وفادار نیست. در برخی مواقع pathological jealousy نامیده می‌شود.

Delusion of persecution باور غلط مبنی بر اینکه فرد مورد تعقیب یا آزار قرار گرفته است.

Delusion of poverty  باور نادرستی مبنی بر اینکه فرد از تمام دارایی هایش محروم شده یا خواهد شد.

Nihilism هذیان وجود نداشتن خود یا بخشی از خود.

Nihilistic delusion هذیان افسرده گونه مبنی براینکه جهان و تمامی‌چیزهای مربوط به آن در معرض نابودی هستند.

Delusion of reference باور نادرستی مبنی بر اینکه رفتارهای دیگران به فرد بر می‌گردد در آن فرد به غلط احساس می‌کند دیگران راجع به او صحبت می‌کنند(مثلاً باور اینکه افراد درتلویزیون و یا رادیو در حال صحبت دربارة فرد یا خطاب به او هستند). را نیز ببینید.

Delusion of self-accusation احساس نادرست افسوس و گناه. در افسردگی همراه با تظاهرات روانپریشانه دیده می‌شود.

انتشار افکار (thought broadcasting): این باور که افکار بیمار توسط دیگران شنیده می‌شوند. که میتواند نوعی ادراک نیز باشد که در آن بیمار حس میکند افکارش توسط دیگران شنیده میشود.

 تزریق فکر(Thought insertion): این باور که افکار توسط دیگران در ذهن بیمار تزریق می‌شوند.

thougth withdrawal: هذیانی مبنی بر اینکه افکار فرد توسط اشخاص یا نیروهای دیگر از ذهنش برداشته می‌شوند.

 

 

 

  1. E. آشفتگی‌های ادراک (Perception)

Perception:  آگاهی نسبت به عوامل محیطی از طریق تفسیر محرک حسی. در معنای مسیع تر برای توضیح فرایند ذهنی به کار می‌رود که طی آن همه اطلاعات (ذهنی، هیجانی و حسی) به طرز معناداری سازماندهی می‌شوند.

 

  1. a. توهم‌‌ها (hallucinations): بیمار صدا‌هایی را می‌شنود یا چیز‌هایی را می‌بیند که وجود خارجی ندارد.
  2. b. خطا‌های حسی (illusions): تفسیر ادراکی غلط از یک محرک خارجی واقعی.
  3. c. توهم‌های پیش خوابی (hypnagogic) پس خوابی (hypnopompic)
  4. e. مسخ شخصیت (depersonalization)
  5. f. مسخ واقعیت (derealization): احساس تغییر واقعیت و یا اینکه محیط اطراف فرد تغییر کرده است.

Macropsia و micropsia ادراک غلط مبنی براینکه اجسام بزرگتر یا کوچکتر از اندازه واقعی شان هستند.

  1. F. وضعیت هشیاری و شناختی(Sensorium and Cognition)
  2. هشیاری (Alertness):

آگاهی از محیط(awareness)

فراخنای توجه(Attention span)

تیرگی هشیار در سطح هشیاری(clouding of consciousness)

نوسان در سطح هوشیاری (fluctuations in levels of awareness)

 خواب آلودگی(somnolence)

 بهت (stupor)

بیحالی (lethargy)

اغما (coma)

  1. موقعیت سنجی (orientation)
  2. a. زمان
  3. b. مکان
  4. c. اشخاص
  5. تمرکز و محاسبه(Concentration and calculation): کم کردن متوالی هفتایی از عدد 100؛ اگر بیمار قادر به کم کردن متوالی 7 نیست از تکلیف ساده‌تری استفاده کنید.

 

  1. حافظه(Memory):
  2. a. حافظه دور (remote M.): اطلاعات مربوط به کودکی
  3. b. حافظه گذشته نزدیک(Recent past memory): چند ماه گذشته
  4. c. حافظه ی نزدیک(Recent memory): چند روز گذشته
  5. d. یادسپاری و یادآوری فوری(Immediate retention and recall): توانایی تکرار 6 رقم پس از معاینه‌گر- نخست از اول به آخر بعد از آخر به اول، و سپس بعد از چند دقیقه. یا سه کلمه به بیمار بگویید و از او بخواهید بلافاصله بعد از شما تکرار کند سپس آنرا به یاد بسپارد و مجددا 3 تا 5 دقیقه بعد از او سوال کنید.

آیا در صورت تکرار سئوالات، بیمار در زمان‌های مختلف پاسخ‌های متفاوتی می‌دهد؟ نشان دهنده تلاش های فرد برای مقابله با تخریب ایجاد شده در حافظه است و خود را به صورت های زیر نشان میدهد و بیشتر به نفع علل اختلالات ارگانیک فراموشی میباشند تا علل روانپزشکی:

انکار((Denial

افسانه سازی(confabulation)

واکنش فاجعه آمیز(catastrophic reaction)

  1. G. دانش و اطلاعات(knowledge)
  2. H. تفکر انتزاعی(Abstract thinking)

اشکال در مفهوم سازی؛ کیفیت و نحوه ی درک مفاهیم؛ تشابهات (مثلا بین سیب و گلابی)، تفاوت ‌ها، ابهام ‌ها، معنای ضرب المثل‌های ساده مثل «با یک گل بهار نمی‌شود»؛ پاسخ‌‌ها ممکن است عینی (concrete) یا آشکارا انتزاعی(Abstraction) باشند.

  1. I. بینش (insight)

میزان آگاهی و درک وی از بیماری. سطوح بینش فرد نسبت به بیماری:

  1. a. انکار کامل بیماری
  2. b. آگاهی مختصر از اینکه بیمار است و نیاز به کمک دارد اما در عین حال انکار آن.
  3. c. آگاهی از اینکه بیمار است اما عامل آن را دیگران، عوامل بیرونی، عوامل طبی یا عضوی ناشناخته می‌داند.
  4. d. بینش عقلانی (intellectual). پذیرفتن بیماری و تشخیص اینکه علایم بالینی، ناشی از احساس‌های غیر منطقی یا ناهنجاری‌های دیگر هستند، بدون اینکه از این آگاهی در تجربیات آتی بهره ای گرفته شود.
  5. e. بینش هیجانی واقعی(True emotional insight): آگاهی هیجانی از انگیزش‌ها و احساس‌های درونی و آگاهی از معنای ضمنی علایم بالینی؛ این آگاهی منجر به تغییراتی در شخصیت و رفتار آینده می‌شود؛ داشتن ذهن باز برای اندیشه‌‌ها و مفاهیم جدید درباره ی خود و افراد مهم در زندگی.

 

 

  1. J. قضاوت (Judgment)

قضاوت در دوره‌های مانیک اختلال دو قطبی، اسکیزوفرنیا و اختلالات شناختی به شدت مختل می‌شود ( دلیریوم و دمانس)

نحوه تشخیص گذاری پنج محوری:

Axis 1: تمام سندرم‌های بالینی روانپزشکی

Axis 2: اختلال‌های شخصیت و عقب ماندگی ذهنی

Axis 3: بیماری‌های طبی

Axis 4: مشکلات محیطی یا روانی- اجتماعی اخیر (مثل طلاق، آسیب دیدگی یا مرگ عزیزان...) مرتبط با بیماری

Axis 5: ارزیابی کلی عملکرد

 

فهرست مکانیسم­های دفاعی

کنش­ نمایی (acting out): فرد در مواجهه با تعارض­های هیجانی با فشارهای روانی بیرونی یا درونی دست به عمل می­زند و سعی در اندیشه یا تأمل نمی­کند. این تعریف معنایی گسترده از مفهوم کنش­نمایی در احساسات و خواسته­های انتقالی در حین روان­درمانی و سعی شده همه­ی رفتارهای فرد چه خاستگاه آن­ها در رابطه­ی انتقالی باشد یا خارج از این رابطه باشد را دربربگیرد. کش­نمایی دفاعی مترادف یا رفتار بد نیست زیرا باید شواهدی به نفع ارتباط آن با تعارض­های هیجانی وجود داشته باشد.

نوعدوستی (Altruism): فرد در مواجهه با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ محیطی یا درونی به ایثار روی آورده و سعی می‌کند نیازهای دیگران را برطرف سازد. نوعدوستی با خودقداسازی (Self-sacrifice) فرق دارد. شاید بتوان گفت گونه­ای واکنش­سازی است که فرد یا به صورت نیابی (با کامروا شدن دیگران) یا با مشاهده­ی پاسخ دیگران به رضایت خاطر می­رسد.

انتظار (anticipation): برخورد فرد در مواجهه با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که واکنش­های هیجانی ناشی از رویدادهای احتمالی آینده را تجربه می­کند، به انتظار عواقب این رویدادها می­نشیند و راه­حل­ها با پاسخ­های جایگزین و واقع­گرایانه را پیش­بینی می­کند.

انکار (Denial): برخورد فرد در مواجهه با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که از پذیرش برخی جنبه­های دردناک واقعیت بیرونی یا تجارب ذهنی خود خودداری می­کند، با آنکه برای دیگران کاملاً مبرهن و آشکار است. اصطلاح افکار روانپریشانه در مواقعی بکار می­رود که واضحاً اختلالی در واقعیت سنجی وجود داشته باشد.

جابه­جایی (Displacement): برخورد فرد در مواجهه با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که احساس یا پاسخ خود در برابر یک اُبژه­ی جایگزین دیگری منتقل می­سازد (معمولا ابژه­ای که خطر کمتری دارد).

تجزیه (Dissociation): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که در فعالیت­های شعور، حافظه، ادراک خود یا محیط، یا رفتار حسی/ حرکتی که معمولاً به­صورت یکپارچه صورت می­گیرند، یک گسستگی ایجاد می­شود.

شوخ­طبعی (Humor): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی توام با تاکید بر جنبه­های طنزآمیز و خنده­دار تعارض با فشار روانی است.

آرمانی­سازی (Idealization): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که صفات مثبت اغراق­آمیزی را به دیگران نسبت می­دهد.

توجیه عقلی (Intellectualization): فرد در برخورد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی یا بیرونی به صورتی افراطی از تفکر انتزاعی استفاده می­کند یا اینکه تعمیم­پردازی­هایی صورت می­دهد تا احساسات مزاحم را کنترل یا محدود کند.

جداسازی حالت عاطفی (Isolation of affect): برخورد فرد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی یا بیرونی به این صورت است که اندیشه­ها را از احساساتی که در اصل به آن­ها مرتبط بوده­اند جدا می­کند. در این حالت فرد در حالی که از جنبه­های شناختی یک فکر خاص آگاه است (مثل جزئیات توصیفی) اما تماس خود را با احساسات همراه با آن فکر (مثلاً رویداد آسیب­زا) قطع می­کند. 

همه­توانی (Omnipotence): فرد در برخورد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی یا بیرونی به گونه­ای عمل می­کند که گویی از نیروها و توانمندی­های خاصی برخوردار است و برتر از دیگران است.

فرافکنی (Projection): برخورد فرد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی و بیرونی به اینصورت است که احساسات، تکانه­ها یا افکار غیرقابل قبول خود را به غلط به دیگران نسبت می­دهد.

همانندسازی فرافکنانه (Projective identification): در اینجا نیز مثل فرافکنی برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که احساسات، تکانه­ها، یا افکار نامقبول خود را به غلط به دیگران نسبت می­دهد. اما برخلاف فرافکنی ماده فرد آنچه را که فرافکنی کرده به­طور کامل انکار نمی­کند به عوض آن، فرد از عواطف یا تکانه­های خود آگاه است اما به غلط آن­ها را واکنش­هایی موجه در برابر آن فرد دیگر تلقی می­کند حتی اغلب فرد همان احساساتی که اول به غلط می­پندارد در دیگران وجود دارد را در آن­ها برمی­انگیزد، در نتیجه تشخیص اینکه چه کسی نخست بر دیگری اثر گذاشته دشوار می­شود.

دلیل­تراشی (rationalization): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که انگیزه­های واقعی افکار، اعمال یا احساسات خود را با توجیهات مفصلی پنهان می­کند. این توجیهات هرچند برای فرد دلگرم­کننده و رضایت­بخش است اما یکسره نادرست هستند.

وانمودسازی (reaction formation): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که رفتار، افکار یا احساساتی را بروز می­دهد که 180 درجه مخالف افکار با احساسات نامقبول خودش است (این دفاع معمولا ملازم با واپس­زنی است).

واپس­زنی (repression): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که امیال، افکار یا تجارب مزاحم را از حوزه­ی آگاهانه­ی شعور بیرونی می­راند. مولفه­ی احساس ممکن است از اندیشه­های مربوطه جدا شده و در خودآگاه باقی بماند.

دونیم­سازی (Splitting):برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که حالت­های عاطفی متضاد را از هم مجزا کرده و نمی­تواند انگاره­ای (image) منسجم و یکپارچه از صفات مثبت و منفی خود با دیگران تصور کند از آنجا که فرد نمی­تواند عواطف متضاد (ambivalent) را به صورت همزمان تجربه کند، دیدگاه­ها و انتظارت متعادل­تر از خود با دیگران را از حوزه­ی آگاهی هیجانی می­راند. انگاره­های خود یا ابژه (object) در اغلب اوقات بین قطب­های متضاد نوسان می­کند؛ یا بی­نهایت مهربان، قوی، ارزشمندف حامی و رئوف یا بی­نهایت بد، تنفرانگیز، مخرب، نچسب یا بی­ارزش.

 

والایش (Sublimation):برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که تکانش­ها یا احساسات احیاناً ناجور را در مسیر رفتارهای مقبول اجتماعی هدایت می­کند (مثلاً ورزش­های رزمی برای تخلیه­ی تکانش­های خشم­آگین)

بازداری (Suppression): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به این صورت است که تعمداً از اندیشیدن به معضلات، امیال، احساسات یا تجارب ناراحت­کننده پرهیز می­کند.

ابطال (Undoing): برخورد فرد با تعارض هیجانی با فشارهای روانی­ درونی یا بیرونی به کمک کلمات یا رفتارهای صورت می­گیرد که به گونه­ای نمادین برای انکار یا اصلاح­افکار، احساسات یا رفتارهای نامقبول تدارک یافته­اند.

 

 

روانپزشکی : جناب آقای دکنر فکری نژاد 

 

یک بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی در طی مصاحبه به شما میگوید به مطب ش ما نخواهد آمد زیرا در اتاق انتظار همه مراجعین مشغول حرف زدن و پچ پچ کردن درباره او بودند؛ این اختلال تفکر چه نام دارد؟

الف) هذیان گزند و آسیب

ب) هذیان پخش افکار

ج) هذیان انتساب

د) هذيان عجیب و غریب

گزینه ج صحیح است

پاسخ:

  • انواع هذیان
  • هذیان بزرگ منشی (GraIncliosity deluision): بیمار خود را دارای ثروت، قدرت، متعلق به یک خانواده مهم و فرد مهم و مشهوری می داند.
  • هذيان فقر( Delusion of Poverty): بیمار اعتقاد دارد که تمام دارایی خود را از دست داده و فرد فقیر و تهیدستی می باشد.
  • هذيان هیپوکندریایی: بیمار معتقد است به بیماری خاصی مبتلا گردیده است با وجود اینکه تمام آزمایشات و بررسی ها طبیعی هستند. این نوع هذیان در افسردگی شایع است.
  • هذيان عشقی ( Eroto Trainian): این هذیان در جنس مونث شایعتر می باشد، بیمار معتقد است که شخصی که مشهور بوده و از نظر اقتصادی یا اجتماعی در سطح بالایی قرار گرفته است، عاشق اوست ولی به علتی امکان بروز احساس خود را ندارد. فردی که اصلا تاکنون با او صحبت نکرده و غیرقابل دسترس است (۱۰۰٪ امتحانی).
  • هذیان گزند و آسیب ( Persecutor delusion): بیمار معتقد است که کسانی با سازمان هایی قصد آسیب زدن به او را دارند؛ مثل مسموم نمودن، کشتن، ابروی وی را بردن و دیوانه کردن.

هذيان حسادت یا بی وفایی ( Tclusion of Jealousy or infidelity): بیمار اعتقاد دارد که پارتنر جنسی ایشان به وی خیانت می کند.

هذيان کنترل (Delusion of Control): بیمار اعتقاد دارد که افکار و اعمال و احساسات او تحت کنترل نیروی خارجی می باشد. این هذیان در اسکیزوفرنی شایع می باشد.

هذيان انتساب (Delusion of reference): بیمار گفتار و رفتار : دیگران را به خود انتساب می دهد. مثلا میگوید گوینده تلویزیون برای وی پیامی می دهد (نکته اصلی سئوال). همچنین اشیاء و اتفاقات برایش اهمیت خاصی دارد.

هذيان جسمانی ( Somatic Delusion): یک باور غیرطبیعی در مورد فانکشن یا شکل ظاهری یک عضو بدن، به عنوان مثال بیمار اعتقاد دارد که معده اش کار نمی کند یا مغزش پوسیده شده است.

هذیان های مربوط با مالكيت فكر: در زیرگروه هذیان کنترل قرار دارند. این نوع هذیان ها در اسکیزوفرنی شایع هستند و شامل ۳ گروه زیر هستند:

١- هذيان تزریق تفکر (Thought insertion): بیمار اعتقاد دارد، افکارش توسط امواج، هیپنوتیزم یا تله پاتی به ذهنش تزریق شده است و این افکار متعلق به او نیست. )

۲- ربایش فکر (Thought Withdrawal): بیماراعتقاد دارد، افکارش توسط دیگران دزدیده می شود. بیمار می گوید احساس میکنم مغزم خالی شده است.

٣- پخش فکر(Thought broadcasting): بیمار معتقد است بدون اینکه افکار خود را بیان کند، فکرش برای دیگران پخش می شود.

  • توهم: به درک حسی در فقدان یک محرک خارجی، توهم گفته می شود. توهم غیرارادی و ناخواسته است و توسط بیمار قابل کنترل نمی باشد. توهم دارای دو ویژگی مهم است:

1- به شکل یک درک واقعی است و نه یک تجسم ذهنی (توهم در فضای عینی ظاهر می گردد).

٢- منشاء توهم در خارج از ذهن بیمار می باشد.

  • توهم کاذب با شبه توهم: هنگامی که توهم دارای دو ویژگی فوق نمی باشد به آن توهم کاذب یا شبه توهم گفته می شود.
  • Neologism: بیمار واژه های جدید می سازد لذا به آن نوواژه سازی گفته می شود که در اسکیزوفرنی دیده می شود.

- دندان قروچه و اختلال وحشت شبانه از انواع کدام اختلال زیر هستند؟

 الف) سوماتوفرم                                      ب) پاراسومنیاها

ج) نارکولپسی                                                         د) پانیک

گزینه «ب» صحیح است

پاسخ:

  • پاراسومنیاها: به تجارت نامطلوب و ناخواسته ای که در هنگام ورود به خواب، طی خواب یا هنگام بیدار شدن از خواب روی می دهند، اطلاق میگردند. مهمترین تشخیص افتراقی پاراسومنیا، اپی لپسی (صرع) است.
  • انواع پاراسومنيا
  • خوابگردی
  • اختلال کابوس شبانه
  • اختلال وحشت شبانه
  • فلج خواب
  • دندان قروچه
  • اختلال رفتاری خواب REM
  • شب ادراری

- بیماری را ویزیت میکنید که لباس های نامتعارف و عجیب به تن دارد. منزوی است و روابط اجتماعی محدود دارد. به حس ششم و تله پاتی بسیار اعتقاد دارد. کدام اختلال شخصیت بیشتر مطرح است؟

الف) Avoidant

ب) Paranoid

ج) Schizotypal

د) Schizoid

گزینه ج صحیح است

پاسخ:

  • اختلال شخصیت اسکیزوتایپال: این بیماران با تفکرات جادویی (Magical)، عقاید عجیب و غیرعادی، عقاید انتسابی، هذيانها و مسخ واقعیت (Derealization) مشخص می شوند. این افراد از نظر دیگران بسیار عجیب و غیرعادی هستند. ملاک های تشخیصی 5-DSM برای این اختلال شخصیت عبارتند از:

١- عقاید انتسابی (به استثناء هذیان های انتساب)

۲- عقاید عجیب یا تفکر جادویی که بر رفتار فرد تأثیر می گذارد و با اصول فرهنگی سازگار نیست (مثل خرافاتی بودن، اعتقاد به نهان بینی، تله پاتی، حس ششم، در کودکان و نوجوانان به صورت خیالات و افکار عجیب و غریب) (نکته اصلی سئوال در شرح حال).

٣- تجریبات ادراکی نامعمول و غیرعادی از جمله ایلوزیون های جسمی و بدنی

۴- تفکر و گفتار عجیب (مثلا مبهم، توأم با حاشیه پردازی، استعاره ای، بیش از حد مفصل و کلیشه ای)

۵- بدگمانی یا افکار پارانوئید ۶- عاطفه محدود با نامتناسب

۷- ظاهر و رفتار عجیب و غریب، نامتعارف و غیرعادی.

۸- فقدان دوستان نزدیک یا افراد مورد اعتماد به جزء بستگان درجه اول

۹- اضطراب اجتماعی بیش از حد که با آشنا شدن کاهش نمی یابد و بیشتر به علت ترس پارانوئید است تا قضاوت منفی درباره خود.

- بیمار نوجوان ۱۱ ساله ای است که از حدود ۱  سال قبل به طور مداوم در طی روز چشمک می زند و بینی خود را بالا میکشد. او همچنین دائما در حال صاف کردن گلو می باشد. محتمل ترین تشخیص کدام است؟

الف) اختلال تیک حرکتی یا صوتی پایدار

ب) اختلال توره

ج) اختلال تیک گذرا

د) اختلال تیک نامعین

گزینه «ب» صحیح است

پاسخ:

 اختلال توره: تیکهای حرکتی متعدد و حداقل یک تیک صوتی- باید بیش از یکسال طول کشیده باشد. لازم نیست تیکهای صوتی و حرکتی را همزمان داشته باشد. شروع این اختلال پیش از ۱۸ سالگی است.

اختلال تیک حرکتی یا صوتی پایدار: همه علائم مانند اختلال توره است با این تفاوت که تیکهای آنها تنها حرکتی یا تنها صوتی است.

اختلال تیک گذرا: هنوز از شروع آنها یکسال نگذشته است.

- بیماری دستها و یک پایش را بالا گرفته و ساعت ها در همان وضع باقی مانده است. در معاینه هر تغییری که معاینه کننده در وضعیت بیمار ایجاد می کند، به همان حالت می ماند. کدام یک از علائم زیر را دارد؟

 الف) Streotypy                                        ب) Mannerism

ج) waxy flexibility                                   د) Mutism

 گزینه «ج» صحیح است

پاسخ:

Streotypy: الگوی ثابت و تکراری حرکات و کلام که بر خلاف تیک منظم است.

 Mannerism: حرکات غیرارادی عادتی و ریشه دار که به نظر می رسد کم و بیش اهمیت عملی دارند.

 Mutism: فقدان کامل کلام است.

- بیماری مبتلا به اسکیزوفرنی در حال پرسه زدن در خیابان های شهر، مرتب کلمه شیراز را تکرار می کند. این علامت چه نام دارد؟

 الف) Perseveration               ب) Verbigeration

جCoprolalia (                      د) Word Salad

گزینه «الف» صحیح است

پاسخ:

اختلال شکل یا فرم تفکر - پرش افکار - سستی تداعی - در جا زدن - حاشیه پردازی - واژه سازی

در جا زدن (Perseveration): تکرار نامرتبط سوال، متن کلمات، جملات یا عقاید است در این اختلال بیمار به سوال اول پاسخ صحیح میدهد که به سوالات بعدی نیز همان پاسخ اول را میدهد.

Verbigration: تکرار بی معنی و استرئوتایپی کلمات یا عبارات

 Coprolalia: بیان غیرارادی کلمات مستهجن

 Word salad:ترکیبی از کلمات بی ربط

- خانم ۲۶ ساله ای در چند ماه اخیر اظهار می دارد که به دنبال مشاجرات خانوادگی به طور مکرر احساس تغییراتی در وضعیت جسمی خود به صورت بزرگ شدن دست ها و سرو گاهی کوچک شدن پاها می کند. و او از این تغییرات بسیار مضطرب می باشد. کدام یک از تجربیات زیر صحیح تر است؟

 الف) Derealization

ب) Hallucinosis

جSynesthesia (

دDepersonalization (

گزینه «د» صحیح است

پاسخ:

 Depersonalization: احساس ذهنی غیرواقعی، بیگانه یا ناآشنا بودن با خود.

شما Derealization: احساس ذهنی غیرواقعی و غریب بودن محیط، احساس تغییر واقعیت.

Synesthesia: تحریک یکی از حواس به صورت حسی دیگر درک میشود.

- بیماری به جای اینکه بگوید غذا را خوردم می گوید بشقاب را خوردم. این یافته معادل کدام علامت است؟

 الف) Metonymy

ب) Tangentiality

جAsyndesis (

د) Neologism

گزینه «الف» صحیح است

پاسخ:

 Metonymy: نوعی اختلال گفتار در اسکیزوفرنی، فرد از کلمه یا عبارتی استفاده می کند که به کلمه مناسب مرتبط بوده ولی همانی نیست که اصولا در آن موقعیت استفاده میشود.

Tangentiality: تفكر مماسی، نوعی سبک گفتار که فرد در حاشیه موضوع اصلی سخن می گوید.

 Asyndesis: اختلال زبان که در آن بیمار موضوعات و تصاویر نامربوط را با هم ارتباط می دهد.

Neologism: کلمه یا عبارت جدیدی که نمی توان ریشه آن را پیدا کرد.

- فردی حس می کند، موقعیت جدیدی را که با آن مواجهه دارد، قبلا دیده است این علامت چه نامیده می شود؟

 الف)Hallucination                                               ب) Jamais VU

ج) Deja VUCE                                                     د) Illusion

گزینه «ج» صحیح است

پاسخ:

Deja V: خطای حسی بینایی که در آن فرد به غلط فکر میکند موقعیت جدیدی که با آن مواجهه شده است تکرار یک تجربه قبلی است.

- در معاینه وضعیت روانی بیمار که از وی می پرسید (شباهت بین پروانه و پرنده را بیان کنید) در واقع کدام عملکرد روانی را ارزیابی می نمائید.

 الف) حافظه دور                                        ب) تفکر انتزاعی

ج) ادراک                                                 د) اطلاعات عمومی

گزینه «ب» صحیح است

پاسخ:

تفکر انتزاعی: مفهوم سازی، کیفیت و نحوه درک مفاهیم، تشابهات.

حافظه دور: وقایع مربوط به قبل از مدت ذکر شده در حافظه نزدیک

 حافظه نزدیک: حافظه مربوط به چند دقیقه تا ۴۸ ساعت اخیر

-جوان ۲۵ ساله ای را به دلیل کناره گیری از اجتماع و قطع ارتباطات انسانی اش نزد شما آوردند. وی در توجیه کار خود می گوید: دیگران می توانند صدای افکارم را بشنوند. وی چه علامتی دارد؟

الفThought broadcasting(                         ب) Thought Insertion

جHallucination (                                      دThought withdrawal (

گزینه «الف» صحیح است

پاسخ:

 هذیان های مربوط به مالکیت فکر:

 Thought withdrawal: فرد معتقد است افکارش توسط دیگران ربوده میشود.

Thought Insertion : فرد بر این باور است که افکاری که در ذهن دارد، متعلق به خودش نیست یا افراد یا گروههایی با روش های گوناگونی مثل تله پانی این افکار را وارد ذهنش کرده اند.

 Thought broadcasting: فرد بر این باور است که افکارش برای دیگران پخش می شود.

-بیماری به دنبال ابتلا به سرطان در یک زمان کوتاه، این اعتقاد را پیدا کرده است که سرطان مسری است و اگر چه با ارائه قرائن متضاد پزشک تا حدودی نظر او را می پذیرد، از ملاقات دوستش که مبتلا به سرطان است، خودداری می کند. این اعتقاد به مسری بودن سرطان در این بیمار به احتمال زیاد عبارت است از:

الف) هذیان                                              ب) فوبی از بیماری

ج) عقیده پیش بها داده شده                          د) خود بیمار انگاری

گزینه «ج» صحیح است

پاسخ:

Overvalued idea (عقیده پیش بها داده شده): یک باور منفرد با اشتغال ذهنی شدید که فرد پایبندی زیادی به آن دارد ولی از نظر میزان اعتقاد به شدت هذیان نمی رسد.

- La belle indifference در کدام یک از اختلالات روان پزشکی زیر دیده می شود؟

 الف) اختلال افسردگی ماژور .                       

ب) اسکیزوفرنی

 ج) اختلال تبدیلی                                    

د) اختلالات شخصیت

گزینه «ج» صحیح است

پاسخ:

بی تفاوتی مفرط (La belle indifference): نوعی طرز برخورد نامتناسب که در آن فرد درباره ناتوانی خود نگران نیست.

- خانم ۷۰ ساله از ۲ سال پیش دچار اختلال حافظه و افت تدریجی کارکرد شناختی شده است و کاربرد برخی اشیاء را فراموش کرده است. درمان مناسب کدام است؟

 الف) دونپزیل                                           ب) شناخت درمانی

 ج) ویتامین                                          د) متیل فنیدیت

گزینه «الف» صحیح است

پاسخ:

 مهار کننده های کولین استراز مانند دونپزیل، ریواستیگمین، گالانتامین و تاکرین در درمان اختلال شناختی خفیف تا متوسط به کار می رود. ممانتین نورونها را در مقابل مقدار زیاد گلوتامات محافظت می کند و در درمان مبتلایان به شکل متوسط و شدید بیماری آلزایمر مورد استفاده قرار می گیرد. در مواردی هم با دونپزیل بکار می رود.

- آقای ۴۰ ساله که بیست سال است الکل مصرف می کند، به صورت حاد دچار نیستاگموس، فلج عصب ۶ مغزی آتاکسی، خستگی، گیجی، افسانه پردازی، خواب آلودگی و اضطراب و ترس شده است. کدام درمان ضرورتی تر می باشد؟

الف) ویتامین                                         ب) تیامین

ج) نیاستین                                              د) هالوپریدول

گزینه ب» صحیح است

پاسخ:

آشفتگی حافظه کوتاه مدت ناشی از مصرف طولاني الكل: نشانگان کورساکف و آنسفالوپاتی ورنیکه هر ۲ بر اثر کمبود تیامین ایجاد می شوند.

 آنسفالوپاتی ورنیکه: نشانگانی حاد است.

نشانگان کورساکف: یک وضعیت مزمن است که در آن حافظه و یادگیری به صورت نامتناسب با کارکردهای شناختی در یک فرد هوشیار و پاسخگو مختل می شود.

- آقای ۲۵ ساله به دنبال مصرف ماده ای دچار پرفشارخون، افزایش ضربان قلب، نیستاگموس افقی یا عمودی، ناهماهنگی حرکتی شده است. احتمال مصرف کدام ماده مطرح است؟

الفLysergic Acid Diethylamide(

ب) Organic solvent

ج) دیازپام

د) فن سیکلیدین

گزینه «د» صحیح است

پاسخ:

مسمومیت با فن سیکلیدین (PCP): علائم فوق را ایجاد می کند و از بنزودیازپین ها و داروهای ضد دوپامین قوی در درمان آن استفاده می کند.

 مسمومیت با LSP و مواد توهم زا: اتساع مردمکها، افزایش ضربان قلب، تعریق، تاری دید، ناهماهنگی حرکتی، رفتار ناسازگار اضطراب، افسردگی)، حملات Painc، توهم و حس آمیزی می شود. برای درمان بنزودیازپین ها و داروهای ضد روان پریشی قوی مثل هالوپریدول

 مسمومیت با مواد استنشاقی: سرخوشی، ستیزه جویی، حالت تکانشی، اختلال قضاوت، پرخاشگری، و علائمی شبیه مسمومیت با الکل و مواد مسکن، خواب آور دیده میشود.

مسمومیت با خواب آور - ضداضطرابها: مشابه مسمومیت با الكل و عمدتا شامل لختی تکلم، نااستواری راه رفتن، ناهماهنگی اختلال توجه یا حافظه است.

- خانم ۳۵ ساله ای به درمانگاه مراجعه کرده است. بیان می کند علائم او از دوران نوجوانی به صورت نوسانات شدید خلقی، اختلال در روابط بین فردی و اختلالات شغلی شروع شده است. اما سابقه ای از افسردگی عمده یا دوره مانیا واضح با بستری قبلی وجود ندارد. محتمل ترین تشخیص کدام است؟

 الف) اختلال خلقی ادواری (سیکلوتایمی)                      ب) اختلال افسرده خویی

 ج) اختلال دو قطبی نوع I                                        د) اختلال دوقطبی نوع II

گزینه «الف» صحیح است

پاسخ:

در این اختلال هم دوره های افسردگی و هم سرخوشی خفیف تر است ولی طول مدت آن حداقل ۲ سال پیاپی است.

-  بیماری به دنبال فوت همسرش دچار بی خوابی، بی اشتهایی، گریه زیاد و احساس گناه و بی ارزشی شده است. در افتراق واکنش سوگ از افسردگی کدام گزینه حدس وجود اختلال افسردگی را مطرح می سازد؟

الف) گریه

ب) بی خوابی

ج) بی اشتهایی

د) احساس گناه و بی ارزشی

گزینه «د» صحیح است

پاسخ:

واکنش سوگ طبیعی علائمی کاملا شبیه اختلال افسردگی عمده دارد. احساس ناامیدی و بی ارزشی شدید، احساس گناه و فکرو اقدام به خودکشی به نفع افسردگی است.

در واکنش سوگ اختلال عمده ای در زندگی فرد ایجاد نمی شود. .

- پسرجوانی با شکایت از دیدن صدا مراجعه نموده و عنوان می کند که اشیاء متحرک را به صورت زنجیره ای از اشیای متوالی می بیند. در معاینه، اتساع مردمک، تاکیکاردی، تعریق و ترمور دارد؛ احتمال مصرف کدام ماده زیر بیشتر است؟

الف) LSD                                    ب) PCP

ج) Inhalant                                د) Cannabis

گزینه الف صحیح است

پاسخ:

  • مسمومیت با مواد توهم زا (Hallucinosis): این داروها، سمپاتومیمتیک می باشند، درنتیجه باعث میدریان، تاکیکاردی، تعریق، تاری دید، لرزش و ناهماهنگی حرکتی می شوند. رفتار ناسازگار شامل اضطراب، افسردگی، عقاید عطف به خود و عقاید کج باورانه در حالت بیداری و هوشیاری کامل وجود دارند. به حملات پانیک آن "سفربد" گفته می شود، که حتی در مصرف کنندگان باتجربه هم مشاهده می شود. مواد توهم زا می توانند سبب ادراک حسی غیرواقعی (توهم) و گاها Synesthesia (حس آمیزی) شوند . به طوری که فرد صداها را به ش کل محرک بینایی تجربه می نماید. زمان به کندی می گذرد، گاهی بیمار دچار ایلوزیون میگردد.

توجه: دلیریوم حین مسمومیت، اختلالات سایکوتیک همراه با توهم، اختلالات اضطرابی و اختلالات خواب هم ممکن است مشاهده شوند.

  • فلش بک (Flashback): بازگشت به گذشته و تجربه هایی که در قبل حین مسمومیت با مواد توهم زا داشته است، می باشد. این تجربیات پس از قطع مواد توهم زا کماکان تکرار می شوند، مانند تشدید رنگ ها، توهمات هندسی، جرقه های رنگی، هاله دور اشیاء ، درشت بینی و ریزبینی.
  • درمان: اطمینان بخشی به بیمار و قرارگرفتن همراهان در کنار بیمار به همراه درمان دارویی اساس درمان هستند. داروهایی که برای این بیماران به کار می رود، عبارتند از:

١- بنزودیازپین ها جهت کاهش اضطراب

۲- داروهای آنتی سایکوتیک قوی مثل هالوپریدول

۳- از داروهای ضد تشنج مثل سدیم والپروات و کاربامازپین هم استفاده شده است.

توجه: LSD مثال کلاسیک توهم زاهای مصنوعی می باشد.

آدرس

آدرس :

خیابان ولیعصر، نرسیده به فاطمی، کوچه پزشک پور، پلاک 12، طبقه سوم

الف) مسئول آموزش

021-42881200  09361700109 09361700751

ب) ارتباط با دانشجویان

021-42881200 09361700751

ج) کارشناس فناوری ارتباط

021-42881200  09361700844  09905700743

د) واحد پشتیبانی

09905700650

ر) واحد زبان

09201700150

نماد اعتماد و ساماندهی

logo-samandehi

دسترسی سریع